اندر حکایت کارشناسان فوتبال

By علیرضا حسینی

Afshin Peyrovaniاین کارشناسان ایرانی فوتبال‌های اروپایی هم چقدر دانش و جسارت داشتند و من نمی‌دونستم. انگار فوتبال ایران آنقدر پیشرفت کرده که حالا می‌تونیم حتی فوتبال‌های سطح اول اروپایی را هم مورد آنالیز و کارشناسی قرار دهیم! در دلم خطاب به کارشناس فوتبال حاظر در TV‌ می‌گویم: تو اگر طبیب بودی سَر خود دوا نمودی… کاش یک نفر از اهالی فوتبال پیدا بشه و با در اختیار قراردادن امکانات، بهشون بگه بابام جان، انگلیس و چلسی را پیشکش، لطفاً در برابر تیم ژاپن یک نتیجه‌ی مساوی بگیرید. یکی از جمله‌ی کسانی که معمولاً از مباحث کارشناسی‌اش استفاده می‌کنم جناب آقای افشین پیروانی است. اگر اندکی اهل فوتبال باشید می‌دانید که افشین پیروانی همان کسی است که تا چند سال قبل در خط دفاعی تیم ملی و باشگاه پرسپولیس بازی می‌کرد. بازی در خط دفاعی هم یک اصل کلی دارد، اینکه هر توپی را که نمی‌دانستی باید چکار کنی، به سمت OUT روانه کنی. آقای پیروانی مدافع بدی نبود اما تا جایی که من حضورذهن دارم، توپ‌های بازیکنانی نظیر جواد زرینچه یا مهدی پاشازاده، کمتر به OUT می‌رفت. کارشناسی که اگر بعد از پایان دوران بازیکنی‌اش، توسط امیر قلعه‌نوعی برای کسب تجربه جزء کادر شلوغ مربیگری تیم ملی انتخاب نمی‌شد، شاید امروز همان چندماه سابقه‌ی مربیگری هم در پرونده‌ی ورزشی‌اش نبود. شنیده‌اید که گویند مُشت نمونه‌ی خروار است؟ به نظر من اگر توی ایران کارشناسی داشته باشیم، آقایان امیر حاج‌رضایی، مجید جلالی و مرتضی محصص آنهم فقط در حد آسیا.
۱۳۸۶/۱۰/۱۴

برچسب‌ها:

9 نظر to “اندر حکایت کارشناسان فوتبال”

  1. زهرا می گوید:

    حالا کافیه بعد از یک بازی حساس حرفای صد تا یه غازشونو گوش کنین:-)

  2. باران می گوید:

    به نظر من دیدن بازی های خارجی خودش کلاسه.اصلا احتیاجی به تحلیل نیست….ولی من واقعا حاج رضایی رو قبول دارم…..
    یا علی

  3. delzadeh می گوید:

    والله ظاهرا حکایت لنگش کن درمورد خیلی ها مصداق دارد. ولی من هم بانظر باران موافقم. راستی دوسه بارآقایی به نام (اسمش رافراموش کردم)دربرنامه شرکت کردند که من واقعا ازاطلاعات کامل ورزشی وغیرورزشی ایشان لذت بردم.

  4. «محمد» می گوید:

    ما کوچیک که بودیم، وقتی کسی را که بازی بلد نبود را بازی‌اش نمی‌دادیم (معمولا خود من) طرف می‌رفت بیرون می‌ایستاد و از بازی ما ایراد می‌گرفت. حالا حکایت کارشناسای ماست که تو صحنه جهانی بازیشون نمی‌گیرند و اینام میان از کار رونالدینو ایراد می‌گیرند!

  5. gozarzaman می گوید:

    کاملا باهاتون موافقم این رو هم از کشورهای عربی تقلید کردند ما هنوز انقدر حرفه ای نشدیم که بخوایم لیگهای ممتاز جهان رو انالیز کنیم

  6. سهند سلطاندوست می گوید:

    فکر کنم منظور این دوست‌مان (delzadeh) دکتر حمیدرضا صدر باشد، [شاید هم نه] چون تنها کارشناسی که به تلویزیون می‌آید و در کنار مسائل مربوط به فوتبال، اطلاعات غیرورزشی نسبتاً جالبی را هم منتقل می‌کند، آقای صدر باشد.

    در ضمن علیرضا جان، حالا که شما یادی از جناب افشین پیروانی (افشین سیم‌خاردار سابق!) کردید، یاد خاطره‌ای راجع‌به کارشناسی‌های جالب و پربار (; ایشان افتادم…

    [این قسمت رو با عرض پوزش به درگاه فردوسی حکیم، خودمونی تعریف می‌کنم D:]

    آقا جونم برات بگه که… آقایی که شما باشین… فکر کنم حوالی جام جهانی 2006 بود… آره آره. همون‌طور که حتماً می‌دونید معمولاً تو این مملکت در مواقع مختلف و تو عرصه‌های مختلف موجودی به‌نام “قحط‌الرجال” بیداد می‌کنه… یه نمونه‌اش هم تو همین برنامه‌ی کانال 3 بود…
    ما تیلویزیونِ جان رو روووشن کردیم و نشستیم پاش که یکی از بازیا رو تماشا کنیم. دیدیم عمو جاودانی اومده و می‌گه مهمون امروزمون جناب آقای افشین‌خان پیروانیه!… ما رو می‌گی… کف‌مف‌مون برید. آخه این بنده خدا اون موقع تـــازه چارگوشه‌ی زمین رو ماچ کرده بود و رفته بود پی زندگیش. گفتیم این بابا کی وقت کرده بره کارشناس شه. همین‌جوری که تو این افکار خام‌مون غوطه می‌خوردیم(!) یهو گوش‌مون یه‌چیزی شنفت که اول باورمون نشد؛ بعد که حواس‌مون اومد سر جاش دیدیم که یعنی شنیدیم که افشین می‌گه: «همون‌طوری که خدمت‌تون فرمودم…» ما همین‌جوری هاج و واج موندیم. این بابا چی می‌گه… ما با این‌که شیش کلاس بیشتر سواد نداریم و تازه از پشت کوه هم اومدیم، اما می‌دونیم که هیچ‌وقت نباس بگیم «فرمودم»… خلاصه جونم برات بگه که همون‌جا بود که یاد مثل معروف «کار هر … نباشد خرمن کوفتن» افتادیم…

    این چند سطر را روده‌درازی کردم و یک قضیه‌ی ساده را کمی تا قسمتی آب‌وتاب دادم تا به این نتیجه برسم که ما از این آقایان انتظار نداریم فوتبال‌های سطح بالای خارجی را درست‌وحسابی برای‌مان تحلیل کنند ؛ درست حرف زدن و تپق نزدن را یاد بگیرند، ما به‌حد کافی شکرگزاریم.

    این کامنت را گذاشتم، تا بالاخره یک اثری از خودم در وبلاگ زیبای‌تان به‌جا بگذارم. ان‌شاءالله که پاک نشود. خیلی مخلصیم./

    پاسخ:
    دستت درد نکنه. حرف‌های خودمانی شما به دلمان نشست.
    محبت کردی، مطمئن باش که کامنتت پاک نمیشه :)

  7. mohsen می گوید:

    از نظز من در بین این کارشناسان آقای جلالی علمی تر و حرفه ای تر از بقیه فوتبال را دنبال می کنند.این وسط یکی نیست به آقای صدر بگه اگه قرار باشه در هر بازی یکی مثل مارادونا پیدا بشه و تحلیل ها را بر هم بزنه که مارادونا اسطوره نمیشه.من هم قبول دارم بازیکنان در اجرای سیستم نقش مستقیم دارند ولی آقای صدر به دنبال معجزه می گردند که کاری کاملا غیر معقول و غیر حرفه ای است.به عنوان مثال ترکیه در مقابل پرتغال تقریبا مشابه چلسی در مقابل منچستر بازی کرد(لیگ برتر)ولی چرا موفق نشد؟چون نه ابزار هجومی چلسی را داشت و نه مدافعین وسط مستحکمی مثل جان تری و ریکاردو کاروالیو.پس نباید خیلی دنبال معجزه باشیم.همان طور که هلندی ها نبودند ولی با یک سیستم منطقی که بر اساس توانایی های بازیکناشون طراحی شذه بود، هم قشنگ بازی کردند و هم بردند.اسپانیا هم تقریبا با کمی تفاوت همین سیستم بازی دور هدفمند را اجرا کرد(منتها با پاسهای کمی کوتاه تر ولی سریعتر،به خاطر تفاوت های اندک در توانایی های بازیکناش،مثلا نداشتن کسی مثل اشنایدر که بتونه پاس های خیلی بلند بده).دیدیم که فرانسه این کار را نکرد و مثل همیشه نزدیک بازی کرد و نتیجه نگرفت.در نتیجه تفکر افرادی مثل آقای جلالی سازنده است چرا که دنبال راهکارهایی برای بهبود فوتبال هستند نه این که مثل آقای صدر افسوس نبودن ستاره های دهه های پیش را خورند و همیشه دنبال یک “سوباسا ازارا” یا “کاکرو یوگا”یا “جون میزوگی” باشند تا تیم را نجات دهند.

  8. بابک می گوید:

    صحبتهای اقای صدر خیلی دل نشین و زیباست و مثل اقای جلالی قرطی بازی در نمی یاره و به فوتبال از تمام جهات نگاه می کنه .ولی اقای جلالی فوتبال رو خیلی سخت گیرانه و بیش اندازه حرفه ای نگاه می کنه و زیبایهای فوتبال و سرگرمیهایش رو فراموش می کنه.ضمنا اقای جلالی طوری حرف میزنه که نشناسی فکر می کنی در تیمهای مختلف اروپایی مربی گری کرده و یا با الکس فرگوسن و فابیو کاپلو طرفی

  9. بابک می گوید:

    خدا می دونه این اقای جلالی کی می خواد از این قرطی بازی و خود شیفتگی دست برداره.

يك پاسخ برايش بگذاريد